تبليغاتX
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
گیتار شکسته ی تنهایی من


گیتار شکسته ی تنهایی من

تنهاترین شدم

زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.” مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!” زن جوان: “دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟” مرد جوان: “مرا محکم بگیر” زن جوان: “خوب، حالا میشه یواشتر؟” مرد جوان: “باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.”

روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.

مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی!

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 18:56 توسط ستاره| |
این که هر بار سرت با یکی گرم باشه ؛
دلیل بر ارزشت نیست ....

آنقدر بی‌ ارزشی که خیلی‌ها اندازه تو هستند ... !!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 3:10 توسط ستاره| |
گيــــريـــــم كه ســ ـــــلام!
بـه فـــــرض كه حالـت رابپــــــرسم!
ســـراغت را بگیـــــــــرم !
بـــــــودنت را بخواهــــــــم !

چـه فرقــی می کنــــــــــد ؟!
وقتی آن گونـه هستـی کـه نبایـد بـاشی. . .!

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 0:0 توسط ستاره| |
اندوه که از حد بگذرد،
جایش را می دهد به یک بی اعتنایی مزمن.
دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن،
آن چه اهمیت دارد کش داری رخوتناک حسی است که دیگر ترا به واکنش نمی کشاند
و در آن لحظه فقط در سکوت نگاه می کنی و نگاه می کنی
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 21:48 توسط ستاره| |

ای علیِ اصغرم

در جهان هر نو گلی که پرپر است

پرپر از داغ علی اکبر است

غنچه ی نشکفته باشد هر کجا

دارد از بهر علی اصغر عزا

شبنم گل می چکد بر ماتمش

اشک می نالد ز اندوه و غمش

بر لب هر غنچه این آوازه است

داغ اصغر تا قیامت تازه است

وای اگر در گوشه ی گلزارها

حنجر گل بشکفد با خارها

خارهای بی حیای خوشه چین

از سر کینه نشیند در کمین

خارها تیر بلای خصم بود

کز تن گلها پذیرایی نمود

غنچه را تیر سه شعبه ناز کرد

تا ز دست باغبان پرواز کرد

خون سرخش شد نصیب آسمان

تا بهشت از خون او گیرد نشان

آسمان رنگ شقایق ها شده

تا ابد سرمست عاشق ها شده

باغبان دارد به زیر لب ندا

پیش چشمم گشته ای پرپر چرا

ماتم و هجرت مرا هم می کشد

جمع گلها را همین غم می کشد

رفتی و با نعش تو جا مانده ام

بعد تو تنهای تنها مانده ام

کربلا از ماتمت آکنده شد

تک تک گلبرگ هایت کنده شد

ماندم و قنداقه ی خونین تو

صحنه ای از خنده ی شیرین تو

آخرین لبخند تو روی لب است

روزم از این منظره همچو شب است

کی رود از خاطرم این منظره

یک سه شعبه بوسه زد بر حنجره

گوش تا گوش تورا در درم برید

کس به عالم این چنین ذبحی ندید

رمله ی آن دشمن بیگانه ام

حنجرت را دوخته با شانه ام

راس تو آویزه ای بر پوست شد

هدیه ای خونین به راه دوست شد

نمیه جان از ماتمت ای مهلقا

می برم نعش تو را تا خیمه ها

چون به پشت خیمه قبرت می کنم

ان که میمیرد زاندوهت منم

هیچ کس تا که جهان آمد پدید

قبری از قبر تو کوچکتر ندید

تا که جسمت در میان خاک شد

قلب من از داغ تو صد چاک شد

اشک می ریزد به حالت چشم آب

.... در پی ات باشد روان چشم رباب

دیده اش بر حلق سرخت دوخته

قلب مادر درعزایت سوخته

اصغرم ای چشمه پاک حیات

اشک می ریزم برایت یک فرات

صحنه ای دل را به غم پیوند زد

اصغرم در خاک هم لبخند زد

نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 0:30 توسط ستاره| |
نایت اسکینحالم عجیب خراب است!!!نایت اسکین خدایانایت اسکین

از رگ گردن نزدیک تر بودن خوب است.اما در دسترس بودن رونایت اسکینکمی از شیطان یاد بگیرنایت اسکین

 

 

ایرادی ندارد این شب ها که من تو را آه می کشم
تو در آغوشی دیگر نفس عمیـــــــــــق بکش تا دیوانه تر اش بکنی ...
نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 21:18 توسط ستاره| |
به كوري چشم تو هم كه باشد حالم خوب ِ خوب است
اصلا هم دلم برايت تنگ نشده
حتي به تو فكر هم نمي‌كنم
باران هم تو را دیگر به ياد من نمي‌آورد
مثل همين حالا كه مي‌بارد
...
لابد حالا داري زير باران قدم مي‌زني
.
.
چترت را فراموش نكن !
لباس گرم را هم......
نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 1:33 توسط ستاره| |
سيگار كه نميكشم
هوس و بوي سيگار در سرم غوغا ميكند
سيگار كه ميكشم
بوي تو در سرم ميپيچد..
آخر همه جا به تو مي رسم !
با اينكه ميدانم ديگر هيچ گاه به تو نميرسم ..
نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 1:23 توسط ستاره| |
گيرم كه باخته ام اما كسي جرأت ندارد به من دست بزند يا از صفحه بازي بيرونم بيندازد شوخي كه نيست، من شاه شطرنجم!
نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 1:22 توسط ستاره| |
به نبودنش عـــادت میکنی
ولـــی دلت
بودنـــــش رو میخـــــــــــواد ...
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 4:22 توسط ستاره| |
قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت


آمار سایت

كدهای جاوا وبلاگ




style="display:none">

mouse code

كد ماوس

كد بارش قلب